مفاخر
مازیار زارع (زاده 1 دی 1363 - انزلی) بازیکن سابق فوتبال اهل ایران است.زارع فوتبال خود را از تیمهای پایه استقلال شهرداری بندرانزلی زیر نظر آقای صفر پیوندی و سعید پیوندی آغاز کرد و بعد از آن به ملوان پیوست و نیز برای مدتی بازوبند کاپیتانی تیم فوتبال ملوان بندر انزلی را بر بازو میبست.او سابقه گلزنی و بازی در تیم ملی فوتبال امید ایران و تیم ملی فوتبال ایران را در کارنامه دارد.
وی پس از ملوان به باشگاه پرسپولیس تهران پیوست، او پس از یک سال بازی در پرسپولیس به باشگاه الامارات و الشارجه امارات پیوست و بعد از یک فصل ناموفق در این باشگاه مجدداً به پرسپولیس برگشت، زارع در سال 1391 به ملوان پیوست. مازیار زارع پیراهن شماره 9 باشگاه ملوان را میپوشید که پس از درگذشت سیروس قایقران در کلکسیون باشگاه ملوان بندر انزلی قرار داشت.زارع تا سال 1395 در ملوان بود و پس از سقوط ملوان به مدت یک فصل به خونه به خونه بابل پیوست و سال 96 از فوتبال خداحافظی کرد.او هم اینک به همراه پژمان نوری به عنوان مالکین باشگاه ملوان و همچنین سرمربی این تیم فعالیت میکند.در بازی برگشت تیمهای پرسپولیس و ملوان بندر انزلی در لیگ برتر فوتبال ایران 94–1393 در تاریخ 17 بهمن 1393 در ورزشگاه آزادی بعد از اخراج ایمان صادقی دروازهبان تیم ملوان و اعلام ضربه پنالتی توسط محسن ترکی به سود تیم پرسپولیس مازیار زارع درون دروازه قرار گرفت و ضربه پنالتی فرناندو گابریل بازیکن پرسپولیس را به زیبایی مهار کرد، بعد از این ضربه زارع دو دریافت موفق دیگر هم داشت. سرانجام بازی با نتیجه یک بر صفر به سود تیم ملوان خاتمه یافت.
مازیار زارع (زاده 1 دی 1363 - انزلی) بازیکن سابق فوتبال اهل ایران است.زارع فوتبال خود را از تیمهای پایه استقلال شهرداری بندرانزلی زیر نظر آقای صفر پیوندی و سعید پیوندی آغاز کرد و بعد از آن به ملوان پیوست و نیز برای مدتی بازوبند کاپیتانی تیم فوتبال ملوان بندر انزلی را بر بازو میبست.او سابقه گلزنی و بازی در تیم ملی فوتبال امید ایران و تیم ملی فوتبال ایران را در کارنامه دارد.
وی پس از ملوان به باشگاه پرسپولیس تهران پیوست، او پس از یک سال بازی در پرسپولیس به باشگاه الامارات و الشارجه امارات پیوست و بعد از یک فصل ناموفق در این باشگاه مجدداً به پرسپولیس برگشت، زارع در سال 1391 به ملوان پیوست. مازیار زارع پیراهن شماره 9 باشگاه ملوان را میپوشید که پس از درگذشت سیروس قایقران در کلکسیون باشگاه ملوان بندر انزلی قرار داشت.زارع تا سال 1395 در ملوان بود و پس از سقوط ملوان به مدت یک فصل به خونه به خونه بابل پیوست و سال 96 از فوتبال خداحافظی کرد.او هم اینک به همراه پژمان نوری به عنوان مالکین باشگاه ملوان و همچنین سرمربی این تیم فعالیت میکند.در بازی برگشت تیمهای پرسپولیس و ملوان بندر انزلی در لیگ برتر فوتبال ایران 94–1393 در تاریخ 17 بهمن 1393 در ورزشگاه آزادی بعد از اخراج ایمان صادقی دروازهبان تیم ملوان و اعلام ضربه پنالتی توسط محسن ترکی به سود تیم پرسپولیس مازیار زارع درون دروازه قرار گرفت و ضربه پنالتی فرناندو گابریل بازیکن پرسپولیس را به زیبایی مهار کرد، بعد از این ضربه زارع دو دریافت موفق دیگر هم داشت. سرانجام بازی با نتیجه یک بر صفر به سود تیم ملوان خاتمه یافت.
جواد شیرزاد (زاده 29 شهریور 1361، بندر انزلی) بازیکن فوتبال ایرانی و عضو کنونی ملوان بندر انزلی در لیگ برتر می باشد.
وی در پست دفاع بازی میکند و فوتبال خود را از باشگاه ملوان انزلی شروع کرد. در تیم های فوتبال تیم فوتبال استقلال تهران، پاس، فولاد خوزستان سابقه بازی دارد.
جواد شیرزاد (زاده 29 شهریور 1361، بندر انزلی) بازیکن فوتبال ایرانی و عضو کنونی ملوان بندر انزلی در لیگ برتر می باشد.
وی در پست دفاع بازی میکند و فوتبال خود را از باشگاه ملوان انزلی شروع کرد. در تیم های فوتبال تیم فوتبال استقلال تهران، پاس، فولاد خوزستان سابقه بازی دارد.
فاطمه هاشمی (زادهٔ 22 بهمن 1347 در بندر انزلی) هنرپیشهٔ ایرانی است. وی فارغالتحصیل دوره ادبیات نمایشی از فرهنگسرای نیاوران است.فاطمه هاشمی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در بندر انزلی به پایان رساند. طی دوران تحصیل به گروه تئاتری در بندرانزلی پیوست که چندین نمایش را در بندرانزلی و رشت را به روی صحنه بردند. وی سپس در سینمای جوان گیلان در رشته فیلمسازی و عکاسی آموزش دید و پس از آن در فرهنگسرای نیاوران زیر نظر اساتیدی چون قطب الدین صادقی، خسرو حکیم رابط، رکن الدین خسروی، جمال میرصادقی و بهرام بیضایی در رشته ادبیات نمایشی (تئاتر) ادامه تحصیل داده و فارغالتحصیل شد. وی در زمینه بازیگری بهویژه در ژانرطنز و کمدی در تلویزیون به فعالیت پرداخت. آغاز فعالیت وی در تلویزیون با مجموعه پرواز 57 بود که بسیاری دیگر از بازیگران جوان طنز و کمدی با این برنامه معرفی شدند. پس از آن با سریال ساعت خوش به همکاری با مهران مدیری پرداخت که این همکاری کمابیش در مجموعههای مختلف تلویزیونی و نمایش خانگی تداوم پیدا کرد. مثل قهوه تلخ و شبهای برره
فاطمه هاشمی (زادهٔ 22 بهمن 1347 در بندر انزلی) هنرپیشهٔ ایرانی است. وی فارغالتحصیل دوره ادبیات نمایشی از فرهنگسرای نیاوران است.فاطمه هاشمی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در بندر انزلی به پایان رساند. طی دوران تحصیل به گروه تئاتری در بندرانزلی پیوست که چندین نمایش را در بندرانزلی و رشت را به روی صحنه بردند. وی سپس در سینمای جوان گیلان در رشته فیلمسازی و عکاسی آموزش دید و پس از آن در فرهنگسرای نیاوران زیر نظر اساتیدی چون قطب الدین صادقی، خسرو حکیم رابط، رکن الدین خسروی، جمال میرصادقی و بهرام بیضایی در رشته ادبیات نمایشی (تئاتر) ادامه تحصیل داده و فارغالتحصیل شد. وی در زمینه بازیگری بهویژه در ژانرطنز و کمدی در تلویزیون به فعالیت پرداخت. آغاز فعالیت وی در تلویزیون با مجموعه پرواز 57 بود که بسیاری دیگر از بازیگران جوان طنز و کمدی با این برنامه معرفی شدند. پس از آن با سریال ساعت خوش به همکاری با مهران مدیری پرداخت که این همکاری کمابیش در مجموعههای مختلف تلویزیونی و نمایش خانگی تداوم پیدا کرد. مثل قهوه تلخ و شبهای برره
سعید عزتالهی (زاده 10 مهر 1375 در بندرانزلی) بازیکن فوتبال اهل ایران است. وی اکنون بازیکن تیم ملی فوتبال ایران و باشگاه فوتبال وایله بلدکلوب است.او پیشتر در تیم فوتبال اتلتیکو مادرید در سگوندا دیویژن بی (سومین سطح برتر فوتبال اسپانیا) در پست هافبک دفاعی و میانی بازی میکرد. وی همچنین در تمرینات تیم بزرگسالان اتلتیکو مادرید شرکت کردهاست و زیر نظر دیگو سیمئونه تمرین کردهاست.او در اردیبهشت ماه سال 1394 توسط کارلوس کیروش به تیم ملی فوتبال ایران دعوت شد.او فوتبال خود را در مدرسه فوتبال قایقران زیر نظر پدرش (نادر عزتاللهی) از پیشکسوتان باشگاه ملوان بندر انزلی آغاز کرد، سپس به تیم شهرداری بندرانزلی رفت و 3سال در آنجا به بازی پرداخت و از آنجا به خدمت نونهالان ملوان درآمد و پس از پیوستن به تیم نوجوانان ملوان در سال 1391 زیر نظر محمد احمدزاده به تیم بزرگسالان ملوان منتقل شد.وی در سال 1393 با قراردادی پنج ساله، به باشگاه فوتبال اتلتیکو مادرید سی پیوست.عزتاللهی پس از سقوط اتلتیکو مادرید سی راهی باشگاه روستوف روسیه شد و اولین گل اروپایی این باشگاه را به ثمر رساند. وی در طول عضویت در این باشگاه به صورت قرضی برای باشگاه آنژی و آمکار روسیه نیز بازی کردهاست. وی در پایان فصل 2017–2018 تیم آمکار را ترک و به باشگاه سابق خود «روستوف» بازگشت.عزتاللهی اولین بازی خود را برای روستوف در ماه مه 2016 برابر دینامو مسکو انجام داد.
سعید عزتالهی (زاده 10 مهر 1375 در بندرانزلی) بازیکن فوتبال اهل ایران است. وی اکنون بازیکن تیم ملی فوتبال ایران و باشگاه فوتبال وایله بلدکلوب است.او پیشتر در تیم فوتبال اتلتیکو مادرید در سگوندا دیویژن بی (سومین سطح برتر فوتبال اسپانیا) در پست هافبک دفاعی و میانی بازی میکرد. وی همچنین در تمرینات تیم بزرگسالان اتلتیکو مادرید شرکت کردهاست و زیر نظر دیگو سیمئونه تمرین کردهاست.او در اردیبهشت ماه سال 1394 توسط کارلوس کیروش به تیم ملی فوتبال ایران دعوت شد.او فوتبال خود را در مدرسه فوتبال قایقران زیر نظر پدرش (نادر عزتاللهی) از پیشکسوتان باشگاه ملوان بندر انزلی آغاز کرد، سپس به تیم شهرداری بندرانزلی رفت و 3سال در آنجا به بازی پرداخت و از آنجا به خدمت نونهالان ملوان درآمد و پس از پیوستن به تیم نوجوانان ملوان در سال 1391 زیر نظر محمد احمدزاده به تیم بزرگسالان ملوان منتقل شد.وی در سال 1393 با قراردادی پنج ساله، به باشگاه فوتبال اتلتیکو مادرید سی پیوست.عزتاللهی پس از سقوط اتلتیکو مادرید سی راهی باشگاه روستوف روسیه شد و اولین گل اروپایی این باشگاه را به ثمر رساند. وی در طول عضویت در این باشگاه به صورت قرضی برای باشگاه آنژی و آمکار روسیه نیز بازی کردهاست. وی در پایان فصل 2017–2018 تیم آمکار را ترک و به باشگاه سابق خود «روستوف» بازگشت.عزتاللهی اولین بازی خود را برای روستوف در ماه مه 2016 برابر دینامو مسکو انجام داد.
بهنام تشکر بازیگر، صداپیشه و دوبلور ایرانی است. تشکر حرفه بازیگری را از سال 1375 و ابتدا در تئاتر شروع کرد. بیشتر شهرت او به دلیل ایفای نقش «نیما افشار» در مجموعه تلویزیونی ساختمان پزشکان است اما با حضور در مجموعههایی مانند دزد و پلیس و دودکش و دودکش2 او به اوج شهرت خود دست پیدا کرد. او 4 بهمن 1355 در بندر انزلی به دنیا آمد و دوران کودکیاش را در شهر هشتپر گذراند. تشکر در دوران نوجوانی، ورزش را با فوتبال آغاز کرد، سپس به شطرنج و بیلیارد رو آورد. او از سال 1375 فعالیت در تئاتر را با بازی در نمایش کمدی میرزا فرفره در ساری آغاز کرد. تشکر دارای مدرک کارشناسی اقتصاد بازرگانی از دانشگاه آزاد فیروزکوه است. از مطرحترین نقشهای وی میتوان به بازی در سریال ساختمان پزشکان در نقش «نیما افشار» اشاره کرد.
بهنام تشکر بازیگر، صداپیشه و دوبلور ایرانی است. تشکر حرفه بازیگری را از سال 1375 و ابتدا در تئاتر شروع کرد. بیشتر شهرت او به دلیل ایفای نقش «نیما افشار» در مجموعه تلویزیونی ساختمان پزشکان است اما با حضور در مجموعههایی مانند دزد و پلیس و دودکش و دودکش2 او به اوج شهرت خود دست پیدا کرد. او 4 بهمن 1355 در بندر انزلی به دنیا آمد و دوران کودکیاش را در شهر هشتپر گذراند. تشکر در دوران نوجوانی، ورزش را با فوتبال آغاز کرد، سپس به شطرنج و بیلیارد رو آورد. او از سال 1375 فعالیت در تئاتر را با بازی در نمایش کمدی میرزا فرفره در ساری آغاز کرد. تشکر دارای مدرک کارشناسی اقتصاد بازرگانی از دانشگاه آزاد فیروزکوه است. از مطرحترین نقشهای وی میتوان به بازی در سریال ساختمان پزشکان در نقش «نیما افشار» اشاره کرد.
بابک افشار آهنگساز موسیقی اهل ایران است.او در تاریخ 4 آذر ماه سال 1313 در بندر انزلی (بندر پهلوی سابق) از استان گیلان ایران زاده شد.تحصیلات ابتدایی را دبستانهای دقیقی و بیهقی و تحصیلات دبیرستان را در دبیرستان فیروزبهرام و دبیرستان بیستون گذراند.
بابک افشار از سال 1333 (1954) به موسیقی پرداخت و کار حرفهای خود را با رادیو تلویزیون و سینما در ایران از سال 1340 (1961) آغاز کردو حدود 35 سال ادامه داد.وی بیش از 600 ملودی برای خوانندگانی چون پوران، هایده، رامش، مهستی، گوگوش، لیلا فروهر و شکیلا ساخته و همچنین آهنگهای بسیاری برای ویگن، عارف، ستار، داریوش تنظیم نموده که این آهنگها بسیار شناخته شده میباشند.برخی از این ملودیها چنان موفقیت بزرگی را به همراه داشت که همچنان برخی از آنها فراموش نشدنی میباشند. اولین ملودی وی "شونه به سر " نام داشت که این آهنگ شهرت بسیاری به عارف در شروع خوانندگی وی بخشید.پس از انقلاب و توقف کار موسیقی وی به منظور دستیابی به اهداف بلند خویش از کشور مهاجرت نمود و در کنار بسیاری از همکارانش که همگی با فضای متفاوتی در خارج از کشور روبرو شده بودند، حرفهٔ خویش را ادامه داد. موفقیت دو آلبوم وی در سالهای 1992 و 1995 توجه بسیاری از طرفداران موزیک پاپ را به خود جلب کرد. وی در جهت دستیابی به یکی از اهداف خویش که کشف خوانندگان مستعد میبوده، شکیلا را در جمع ایرانیان مقیم آمریکا وارد عرصه هنر نمود.در طی 20 سال گذشته وی در حدود 23 آلبوم به جامعه ایرانی ارائه نموده که موفقیتش در این آلبومها مشوق وی در زمینه ارائه آلبومهای متفاوت بوده و وی معتقد است این کارها مورد قبول طرفداران موسیقی قرار خواهد گرفت. او را میتوان یکی از موسیقی دانهای خلاق دانست.
بابک افشار آهنگساز موسیقی اهل ایران است.او در تاریخ 4 آذر ماه سال 1313 در بندر انزلی (بندر پهلوی سابق) از استان گیلان ایران زاده شد.تحصیلات ابتدایی را دبستانهای دقیقی و بیهقی و تحصیلات دبیرستان را در دبیرستان فیروزبهرام و دبیرستان بیستون گذراند.
بابک افشار از سال 1333 (1954) به موسیقی پرداخت و کار حرفهای خود را با رادیو تلویزیون و سینما در ایران از سال 1340 (1961) آغاز کردو حدود 35 سال ادامه داد.وی بیش از 600 ملودی برای خوانندگانی چون پوران، هایده، رامش، مهستی، گوگوش، لیلا فروهر و شکیلا ساخته و همچنین آهنگهای بسیاری برای ویگن، عارف، ستار، داریوش تنظیم نموده که این آهنگها بسیار شناخته شده میباشند.برخی از این ملودیها چنان موفقیت بزرگی را به همراه داشت که همچنان برخی از آنها فراموش نشدنی میباشند. اولین ملودی وی "شونه به سر " نام داشت که این آهنگ شهرت بسیاری به عارف در شروع خوانندگی وی بخشید.پس از انقلاب و توقف کار موسیقی وی به منظور دستیابی به اهداف بلند خویش از کشور مهاجرت نمود و در کنار بسیاری از همکارانش که همگی با فضای متفاوتی در خارج از کشور روبرو شده بودند، حرفهٔ خویش را ادامه داد. موفقیت دو آلبوم وی در سالهای 1992 و 1995 توجه بسیاری از طرفداران موزیک پاپ را به خود جلب کرد. وی در جهت دستیابی به یکی از اهداف خویش که کشف خوانندگان مستعد میبوده، شکیلا را در جمع ایرانیان مقیم آمریکا وارد عرصه هنر نمود.در طی 20 سال گذشته وی در حدود 23 آلبوم به جامعه ایرانی ارائه نموده که موفقیتش در این آلبومها مشوق وی در زمینه ارائه آلبومهای متفاوت بوده و وی معتقد است این کارها مورد قبول طرفداران موسیقی قرار خواهد گرفت. او را میتوان یکی از موسیقی دانهای خلاق دانست.
حسین اغماض (زاده 24 بهمن 1324، بندر انزلی) ورزشکار و قهرمان بوکس میباشد.
حسین اغماض بوکس را از سال 1340 در بندر انزلی و باشگاه ورزشی گیو بندر انزلی به سرپرستی مرحوم عزیز وکیل منفرد پدر ورزش ایران، بندر انزلی و قهرمان مسابقات دو و میدانی ماراتون کشور شروع کرد. مربیان وی در دوران ورزشی خود عبارت است از مرحوم ایرج سلامی کهن و مرحوم مظفر مسافری . وی هم دورهٔ آقایان حجت بربری، نصرت وکیل منفرد، سهراب وکیل منفرد، داوود بلانش، قاسم سلمسلانی، جبار فعلی، رشید احراری، فریدون پیجر ریش سفید، خلیل مسافری، انور در طلوعی و حسین براری بود . در یک دوره از مسابقات آسیایی پای چپ او به علت پارگی بخیه خورد بود . رئیس فدراسیون وقت جناب آقای پیاس نازار بکیان او را از شرکت در مسابقه منع نمود، چون امکان بریدن پای او نیز مطرح بود، در صورت عدم شرکت حسین اغماض ایران به مقام سوم میرسید و با شرکت وی در مسابقه و حتی در صورت باخت تیم ایران در مکان دوم قرار میگرفت وی با شرکت در این مسابقه در مقابل نماینده تایلند ایران را به مقام دوم آن رقابتها رساند . از سال 1364 بعلت تعطیل شدن بوکس که به عنوان مربی در نیروی دریایی استخدام شد و انجام وظیفه میکرد . و هماکنون بازنشسته این سازمان میباشد .
حسین اغماض (زاده 24 بهمن 1324، بندر انزلی) ورزشکار و قهرمان بوکس میباشد.
حسین اغماض بوکس را از سال 1340 در بندر انزلی و باشگاه ورزشی گیو بندر انزلی به سرپرستی مرحوم عزیز وکیل منفرد پدر ورزش ایران، بندر انزلی و قهرمان مسابقات دو و میدانی ماراتون کشور شروع کرد. مربیان وی در دوران ورزشی خود عبارت است از مرحوم ایرج سلامی کهن و مرحوم مظفر مسافری . وی هم دورهٔ آقایان حجت بربری، نصرت وکیل منفرد، سهراب وکیل منفرد، داوود بلانش، قاسم سلمسلانی، جبار فعلی، رشید احراری، فریدون پیجر ریش سفید، خلیل مسافری، انور در طلوعی و حسین براری بود . در یک دوره از مسابقات آسیایی پای چپ او به علت پارگی بخیه خورد بود . رئیس فدراسیون وقت جناب آقای پیاس نازار بکیان او را از شرکت در مسابقه منع نمود، چون امکان بریدن پای او نیز مطرح بود، در صورت عدم شرکت حسین اغماض ایران به مقام سوم میرسید و با شرکت وی در مسابقه و حتی در صورت باخت تیم ایران در مکان دوم قرار میگرفت وی با شرکت در این مسابقه در مقابل نماینده تایلند ایران را به مقام دوم آن رقابتها رساند . از سال 1364 بعلت تعطیل شدن بوکس که به عنوان مربی در نیروی دریایی استخدام شد و انجام وظیفه میکرد . و هماکنون بازنشسته این سازمان میباشد .
سیروس گرجستانی با نام اصلی علیاکبر محمودزاده گرجستانی 25 اسفند 1323 در بندر انزلی به دنیا آمد. او اصالتی آذری داشت و گفته میشود که پدر او از باکو به ایران مهاجرت کرده بود. هشت ساله بود که پدر و مادرش به تهران محله ناصرخسرو، کوچه مروی کوچ کردند. گرجستانی در خاطراتش از آن دوران به یاد میآورد که کلاس دوم ابتدایی، بغلدستیهایش که دو تا «بچهتهرون» بودند چطور پس کلهاش میزدند و لهجهٔ رشتیاش را مسخره میکردند. همین بود که باعث شد مدتها در خانه جلوی آینه بنشیند و لهجهٔ «تهرونی» را تمرین کند. او آنقدر برای این کار انگیزه و استعداد داشت که به قول خودش از کلاس سوم دیگر مانند «آنها» حرف میزد.سیروس گرجستانی زمانی که دانش آموز مقطع هفتم بود و حدوداً 14 سال داشت، پدر و مادرش از هم جدا شدند و سیروس پیش مادر و ناپدریاش بزرگ شد. پدرش پیرمردی دستفروش و دورهگرد بود که خرجش را میداد.
او در نوجوانی از بازیکردن فوتبال در کوچهها و زمینهای خاکی محله به سمت فوتبال حرفهای کشیده شد. با تشویق اطرافیانش به باشگاه شاهین رفت و در تیم نوجوانان آن عضو شد. پس از بازی در ردههای پایین باشگاه، به دستهٔ نخست رسید و چهار سال در سطح نخست فوتبال آن زمان در کنار بازیکنانی مانند همایون بهزادی و ناصر ابراهیمی بازی کرد.سیروس گرجستانی بیشتر وقتها به جای نشستن سر کلاس درس در ورزشگاه امجدیه فوتبال بازی میکرد. او در نهایت، در 24 سالگی دیپلم گرفت. اما فوتبال، همه وقت و زمان او را میگرفت و به همین دلیل از ورزش دل برید و در کارخانه آزمایش به عنوان انباردار مشغول شد. پس از گرفتن نخستین دستمزد، به قصد احترام و تقدیم آن به پدرش، به دیدار او رفت. اما پدرش را نیافت و با وجود تلاشهای زیادی که انجام داد، هرگز پدرش را پیدا نکرد.
سیروس گرجستانی پنجشنبه 12 تیر 1399 بهعلت سکته قلبی در بیمارستان لواسانی تهران درگذشت. پیکر او در 14 تیر 1399 در قطعه هنرمندان بهشت زهرا در کنار منوچهر حامدی به خاک سپرده شد.
سیروس گرجستانی با نام اصلی علیاکبر محمودزاده گرجستانی 25 اسفند 1323 در بندر انزلی به دنیا آمد. او اصالتی آذری داشت و گفته میشود که پدر او از باکو به ایران مهاجرت کرده بود. هشت ساله بود که پدر و مادرش به تهران محله ناصرخسرو، کوچه مروی کوچ کردند. گرجستانی در خاطراتش از آن دوران به یاد میآورد که کلاس دوم ابتدایی، بغلدستیهایش که دو تا «بچهتهرون» بودند چطور پس کلهاش میزدند و لهجهٔ رشتیاش را مسخره میکردند. همین بود که باعث شد مدتها در خانه جلوی آینه بنشیند و لهجهٔ «تهرونی» را تمرین کند. او آنقدر برای این کار انگیزه و استعداد داشت که به قول خودش از کلاس سوم دیگر مانند «آنها» حرف میزد.سیروس گرجستانی زمانی که دانش آموز مقطع هفتم بود و حدوداً 14 سال داشت، پدر و مادرش از هم جدا شدند و سیروس پیش مادر و ناپدریاش بزرگ شد. پدرش پیرمردی دستفروش و دورهگرد بود که خرجش را میداد.
او در نوجوانی از بازیکردن فوتبال در کوچهها و زمینهای خاکی محله به سمت فوتبال حرفهای کشیده شد. با تشویق اطرافیانش به باشگاه شاهین رفت و در تیم نوجوانان آن عضو شد. پس از بازی در ردههای پایین باشگاه، به دستهٔ نخست رسید و چهار سال در سطح نخست فوتبال آن زمان در کنار بازیکنانی مانند همایون بهزادی و ناصر ابراهیمی بازی کرد.سیروس گرجستانی بیشتر وقتها به جای نشستن سر کلاس درس در ورزشگاه امجدیه فوتبال بازی میکرد. او در نهایت، در 24 سالگی دیپلم گرفت. اما فوتبال، همه وقت و زمان او را میگرفت و به همین دلیل از ورزش دل برید و در کارخانه آزمایش به عنوان انباردار مشغول شد. پس از گرفتن نخستین دستمزد، به قصد احترام و تقدیم آن به پدرش، به دیدار او رفت. اما پدرش را نیافت و با وجود تلاشهای زیادی که انجام داد، هرگز پدرش را پیدا نکرد.
سیروس گرجستانی پنجشنبه 12 تیر 1399 بهعلت سکته قلبی در بیمارستان لواسانی تهران درگذشت. پیکر او در 14 تیر 1399 در قطعه هنرمندان بهشت زهرا در کنار منوچهر حامدی به خاک سپرده شد.
میلاد کیمرام (زاده 4 اردیبهشت 1364) در بندرانزلی، هنرپیشه سینما، و تئاتر است.
با اینکه میلاد کیمرام، زادهٔ 1364 است امّا تاریخ تولّد او در شناسنامه 1365 است. او یک خواهر و یک برادر بزرگتر از خود دارد و آخرین فرزند خانواده است.میلاد کیمرام در کودکی به فوتبال علاقه داشت. اما در 16 سالگی فوتبال را رها کرد و به دنبال تئاتر رفت. برای ادامه کار هنرپیشگی به تهران رفت و در کلاسهای بازیگری مسعود کیمیایی شرکت کرد. میلاد کیمرام در تهران به علت نداشتن جای خواب، مدتی در موتورخانه خانه مدرسه کیمیایی زندگی میکرد. سپس در یک رستوران مشغول به کار شد. میلاد کیمرام با رتبه نخست از کلاسهای بازیگری مسعود کیمیایی، فارغالتحصیل شد. او در سال 1385 سالگی دستیار کارگردان در فیلم رئیس بود.یکی از مشتریان رستورانی که میلاد کیمرام در آن کار میکرد گلاب آدینه بود. میلاد کیمرام با او در مورد علاقه به بازیگری صحبت کرد و گلاب آدینه نیز پذیرفت که او برای بازی در سریال خواستگاران تست دهد. پذیرفته شدن در این تست، راه زندگی میلاد کیمرام را عوض کرد.میلاد کیمرام در کنار حرفه بازیگری به فیلمنامهنویسی و داستاننویسی نیز میپردازد.
میلاد کیمرام (زاده 4 اردیبهشت 1364) در بندرانزلی، هنرپیشه سینما، و تئاتر است.
با اینکه میلاد کیمرام، زادهٔ 1364 است امّا تاریخ تولّد او در شناسنامه 1365 است. او یک خواهر و یک برادر بزرگتر از خود دارد و آخرین فرزند خانواده است.میلاد کیمرام در کودکی به فوتبال علاقه داشت. اما در 16 سالگی فوتبال را رها کرد و به دنبال تئاتر رفت. برای ادامه کار هنرپیشگی به تهران رفت و در کلاسهای بازیگری مسعود کیمیایی شرکت کرد. میلاد کیمرام در تهران به علت نداشتن جای خواب، مدتی در موتورخانه خانه مدرسه کیمیایی زندگی میکرد. سپس در یک رستوران مشغول به کار شد. میلاد کیمرام با رتبه نخست از کلاسهای بازیگری مسعود کیمیایی، فارغالتحصیل شد. او در سال 1385 سالگی دستیار کارگردان در فیلم رئیس بود.یکی از مشتریان رستورانی که میلاد کیمرام در آن کار میکرد گلاب آدینه بود. میلاد کیمرام با او در مورد علاقه به بازیگری صحبت کرد و گلاب آدینه نیز پذیرفت که او برای بازی در سریال خواستگاران تست دهد. پذیرفته شدن در این تست، راه زندگی میلاد کیمرام را عوض کرد.میلاد کیمرام در کنار حرفه بازیگری به فیلمنامهنویسی و داستاننویسی نیز میپردازد.
کوچکزاد مدرسه ابتدائی را در دبستان سعدی بندر انزلی و دوره دبیرستان را در تهران گذراند.یعقوب کوچکیزاد پس از ورود به تهران در بوستان ورزش با با میرمهدی ورزنده و ژوزف باروخ (متخصص ورزشی اهل آلمان) آشنایی مبانی علمی ژیمناستیک را به صورت علمی از آنان میآموزد.سپس به دلیل آشنایی او با فنون شنا و مهارتهای آن به عنوان مربی شنا و معلم ورزش به استخدام ادارهٔ تربیت بدنی درآمد؛ و پس از استخدام به مدرسه کوروش اعزام شد و از شاگردانش میتوان به برومند بروخیم صاحب هتل سینا در تهران و حبیب القانیان مالک ساختمان پلاسکو در تهران و سلیمان حییم نویسنده فرهنگ انگلیسی به فارسی نام برد. پس از مدتی کوچکزاده به رشت منتقل و به عنوان معلم ورزش به ادارهٔ فرهنگ رشت انتقال میشود و در مدارش رشت به تدریس تربیت بدنی پرداخت و پس از تشکیل مرکز تربیت معلم به تدریس در این مرکز پرداخت. او در سال 1357 از آموزش و پرورش بازنشسته شد.
او مؤسس نخستین باشگاه ژیمناستیک در استان گیلان بود در آن زمان تنها در شهرهای تهران و مشهد وجود داشت. او و تیماش در مسابقات سال 1327 به مقام نخست کشوری رسیدند. اگرچه در کمال نا باوری تیم تهران به مسابقات المپیک اعزام شد.
کوچکزاد مدرسه ابتدائی را در دبستان سعدی بندر انزلی و دوره دبیرستان را در تهران گذراند.یعقوب کوچکیزاد پس از ورود به تهران در بوستان ورزش با با میرمهدی ورزنده و ژوزف باروخ (متخصص ورزشی اهل آلمان) آشنایی مبانی علمی ژیمناستیک را به صورت علمی از آنان میآموزد.سپس به دلیل آشنایی او با فنون شنا و مهارتهای آن به عنوان مربی شنا و معلم ورزش به استخدام ادارهٔ تربیت بدنی درآمد؛ و پس از استخدام به مدرسه کوروش اعزام شد و از شاگردانش میتوان به برومند بروخیم صاحب هتل سینا در تهران و حبیب القانیان مالک ساختمان پلاسکو در تهران و سلیمان حییم نویسنده فرهنگ انگلیسی به فارسی نام برد. پس از مدتی کوچکزاده به رشت منتقل و به عنوان معلم ورزش به ادارهٔ فرهنگ رشت انتقال میشود و در مدارش رشت به تدریس تربیت بدنی پرداخت و پس از تشکیل مرکز تربیت معلم به تدریس در این مرکز پرداخت. او در سال 1357 از آموزش و پرورش بازنشسته شد.
او مؤسس نخستین باشگاه ژیمناستیک در استان گیلان بود در آن زمان تنها در شهرهای تهران و مشهد وجود داشت. او و تیماش در مسابقات سال 1327 به مقام نخست کشوری رسیدند. اگرچه در کمال نا باوری تیم تهران به مسابقات المپیک اعزام شد.
محمد کوچکپور کپورچالی زادهٔ 1334 در روستای کپورچال شهرستان بندر انزلی، از عکاسان طبیعت گرای ایرانی است. وی در سال 1362 با یک دستگاه دوربین عکاسی ابتدایی به نام FD5 روسی و بدون آنکه هیچ گونه آموزشی دیده باشد، با عکاسی از طبیعت کار خود را آغاز نمود. پس از مدتی کوتاه سوژه عکاسی و آثار وی به طبیعت، موضوعات اجتماعی, زندگی جنگل نشینان، کوچ، آداب و سنن و صحنههایی از زندگی مردم را که با طبیعت عجین بود، بدل شد.سپس با استفاده از تجاربی که از گیلان کسب کرده بود به استانهای دیگر شامل : سیستان و بلوچستان، خراسان، گلستان، مازندران، کردستان و کرمانشاه هم سفر کرد و از سنتها و چهرهها، نوع پوشاک و کار و طبیعت این استانها عکاسی نمود.وی در مدت 22 سال تلاش بیش از یکصد هزار قطعه عکس به همراه ده هزار اسلاید 135, سه هزار اسلاید 120 و 44 حلقه فیلم ویدئویی بدیع و استثنایی از طبیعت، جنگل، آئین ها، آداب و رسوم مردمی و سنتها و معماری گرفته و آنها را در آرشیو شخصی خود نگهداری میکند. عکسهای وی در 135 نمایشگاه انفرادی به نمایش گذاشته شدهاست.سوژه عکسهای وی گرچه متمرکز بر طبیعت، جنگل نشینان و جنگل است، ولی بازتاب آنها دارای مضامین اجتماعی و سیاسی است. وی یکی از معدود عکاسانی است که برای هریک از عکسهای خود قصه و پیشینهای دارد و مردمانی که سوژههای عکس او بودهاند را تا به امروز دنبال میکند.سوژه عکسهای کوچکپور عمدتا دختران، زنان و مردان جنگلی و روستایی هستند که فارغ از سن یا نژاد، محرومیت، مهربانی و آیینهای فراموش شده نیاکان خود را فریاد می زنند. عکسهای کوچکپور آمیخته در رنگ است.در دی ماه 1396 مراسم نکوداشت محمد کوچکپور توسط دوستداران وی در بندرانزلی برگزار گردید ولی بیلبوردهای مربوط به این مراسم توسط برخی از افراد محلی که دیدگاه متفاوتی با عکاس داشتند، از سطح شهر پایین کشیده شد.در سال 1396 چند قطعه عکس وی در یک حراجی برای امور خیریه به مبلغ گزافی به فروش رسید. همچنین یکی از عکسهای اهدایی وی توسط فاطمه هاشمی در برنامه دورهمی به موزه دورهمی برای فروش و صرف در امور خیریه اهدا شد.
محمد کوچکپور کپورچالی زادهٔ 1334 در روستای کپورچال شهرستان بندر انزلی، از عکاسان طبیعت گرای ایرانی است. وی در سال 1362 با یک دستگاه دوربین عکاسی ابتدایی به نام FD5 روسی و بدون آنکه هیچ گونه آموزشی دیده باشد، با عکاسی از طبیعت کار خود را آغاز نمود. پس از مدتی کوتاه سوژه عکاسی و آثار وی به طبیعت، موضوعات اجتماعی, زندگی جنگل نشینان، کوچ، آداب و سنن و صحنههایی از زندگی مردم را که با طبیعت عجین بود، بدل شد.سپس با استفاده از تجاربی که از گیلان کسب کرده بود به استانهای دیگر شامل : سیستان و بلوچستان، خراسان، گلستان، مازندران، کردستان و کرمانشاه هم سفر کرد و از سنتها و چهرهها، نوع پوشاک و کار و طبیعت این استانها عکاسی نمود.وی در مدت 22 سال تلاش بیش از یکصد هزار قطعه عکس به همراه ده هزار اسلاید 135, سه هزار اسلاید 120 و 44 حلقه فیلم ویدئویی بدیع و استثنایی از طبیعت، جنگل، آئین ها، آداب و رسوم مردمی و سنتها و معماری گرفته و آنها را در آرشیو شخصی خود نگهداری میکند. عکسهای وی در 135 نمایشگاه انفرادی به نمایش گذاشته شدهاست.سوژه عکسهای وی گرچه متمرکز بر طبیعت، جنگل نشینان و جنگل است، ولی بازتاب آنها دارای مضامین اجتماعی و سیاسی است. وی یکی از معدود عکاسانی است که برای هریک از عکسهای خود قصه و پیشینهای دارد و مردمانی که سوژههای عکس او بودهاند را تا به امروز دنبال میکند.سوژه عکسهای کوچکپور عمدتا دختران، زنان و مردان جنگلی و روستایی هستند که فارغ از سن یا نژاد، محرومیت، مهربانی و آیینهای فراموش شده نیاکان خود را فریاد می زنند. عکسهای کوچکپور آمیخته در رنگ است.در دی ماه 1396 مراسم نکوداشت محمد کوچکپور توسط دوستداران وی در بندرانزلی برگزار گردید ولی بیلبوردهای مربوط به این مراسم توسط برخی از افراد محلی که دیدگاه متفاوتی با عکاس داشتند، از سطح شهر پایین کشیده شد.در سال 1396 چند قطعه عکس وی در یک حراجی برای امور خیریه به مبلغ گزافی به فروش رسید. همچنین یکی از عکسهای اهدایی وی توسط فاطمه هاشمی در برنامه دورهمی به موزه دورهمی برای فروش و صرف در امور خیریه اهدا شد.
فریدون کشاورز با نام اولیه محمود کشاورز فرزند محمد وکیل التجار یزدی نماینده رشت در دورههای یکم و دوم مجلس شورای ملی و برادر کریم کشاورز (مترجم، نویسنده و فعال سیاسی) و جمشید کشاورز (نوازنده و موسیقیدان) بود.او تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان احمدی رشت به پایان رساند. در دوران مدرسه به علت آشنایی و علاقه به تاریخ ایران نام خود را به فریدون تغییر داد. پس از اخذ دیپلم از مدرسه دارالفنون عازم اروپا شد و در رشته پرورش کودکان در دانشگاه تولوز فرانسه ادامه تحصیل داد و با تخصص در رشته آداب و پرورش کودکان در 1313 به ایران مراجعت کرد و در بیمارستان شماره یک ارتش انجام وظیفه نمود. او یک سال بعد رئیس بخش کودکان در بیمارستان زنان و کودکان (امیراعلم) شد و بدین ترتیب اولین بیمارستان کودکان در ایران را ایجاد کرد. کشاورز پس از چندی به بیمارستان رازی منتقل گردید. او از سال 1317 به مدت یازده سال استاد دانشگاه تهران بود.کشاورز در 1320 به عضویت حزب توده ایران درآمد و یک سال بعد در کنفرانس اول تهران (اولین مجمع انتخابی حزب) در شمار هیئت 15 نفری کمیته ایالتی تهران که وظایف کمیته مرکزی حزب توده ایران را داشت انتخاب گردید. وی در کمیته مرکزی موقت مأموریت داشت نخستین کنگره حزب توده ایران را هر چه زودتر تشکیل دهد. در سال 1322 کنگره اول حزب توده برگزار شد و کشاورز به عضویت کمیته مرکزی، هیئت سیاسی و هیئت اجرائیه درآمد. همان سال به نمایندگی مردم بندر انزلی (بندر پهلوی آن زمان) در دوره چهاردهم مجلس شورای ملی برگزیده شد.
فریدون کشاورز در سال 1325 به مدت 75 روز وزیر فرهنگ کابینه احمد قوام بود و در سال 1327 پس از واقعه سوءقصد به محمدرضا شاه پهلوی و متهم شدن اعضای کمیته مرکزی حزب توده به دست داشتن در آن در تهران مخفی شد و در 1328 همراه با رضا رادمنش به دستور هیئت اجرائیه حزب توده به شوروی مهاجرت کرد و در مدارس عالی حزبی و آکادمی علوم اجتماعی مسکو تحصیلاتش را به پایان رساند. پس از مرگ استالین که تا آخر فریدون کشاورز به او وفادار بود و در پی اختلاف با عبدالصمد کامبخش، نورالدین کیانوری در سال 1337 از عضویت کمیته مرکزی حزب توده ایران استعفا کرد. نشریات وابسته به حزب توده او را عضو اخراجی خواندند، اما خودش نوشت که استعفا کرده و متن استعفانامهاش را نیز به چاپ رساند. کشاورز پس از خروج از شوروی با رهبران سیاسی چین و آلبانی دیدار و مذاکره کرد. در دهه 1960 به دنبال مخالفت چین با سیاستهای شوروی، امیدی تازه در دل کشاورز جوانه زد و او را به چین کشاند.فریدون کشاورز در 1338 به دعوت عبدالکریم قاسم رهبر عراق به این کشور مهاجرت کرد و به تدریس در دانشگاه عراق و طبابت اشتغال داشت و از رادیو بغداد علیه دولت ایران سخنرانی میکرد. سپس در 1341 به الجزایر رفت و به مدت پانزده سال به تدریس طب کودکان پرداخت. وی بعدها به سوئیس رفت و در آنجا اقامت گزید. او نخستین کسی است که اسرار حزب توده را فاش کرد. او تا آخر عمر راضی به انتقاد از استالین نشد.کشاورز در 1357 قصد بازگشت به ایران را داشت که به دلیل بیماری بستری شد و در لوزان تحت عمل آپاندیس قرار گرفت و چون بیماری و نقاهت مانع از حرکت او بود در سوئیس و در اروپای غربی تا 28 سال بعد به زندگی خود ادامه داد.
فریدون کشاورز با نام اولیه محمود کشاورز فرزند محمد وکیل التجار یزدی نماینده رشت در دورههای یکم و دوم مجلس شورای ملی و برادر کریم کشاورز (مترجم، نویسنده و فعال سیاسی) و جمشید کشاورز (نوازنده و موسیقیدان) بود.او تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان احمدی رشت به پایان رساند. در دوران مدرسه به علت آشنایی و علاقه به تاریخ ایران نام خود را به فریدون تغییر داد. پس از اخذ دیپلم از مدرسه دارالفنون عازم اروپا شد و در رشته پرورش کودکان در دانشگاه تولوز فرانسه ادامه تحصیل داد و با تخصص در رشته آداب و پرورش کودکان در 1313 به ایران مراجعت کرد و در بیمارستان شماره یک ارتش انجام وظیفه نمود. او یک سال بعد رئیس بخش کودکان در بیمارستان زنان و کودکان (امیراعلم) شد و بدین ترتیب اولین بیمارستان کودکان در ایران را ایجاد کرد. کشاورز پس از چندی به بیمارستان رازی منتقل گردید. او از سال 1317 به مدت یازده سال استاد دانشگاه تهران بود.کشاورز در 1320 به عضویت حزب توده ایران درآمد و یک سال بعد در کنفرانس اول تهران (اولین مجمع انتخابی حزب) در شمار هیئت 15 نفری کمیته ایالتی تهران که وظایف کمیته مرکزی حزب توده ایران را داشت انتخاب گردید. وی در کمیته مرکزی موقت مأموریت داشت نخستین کنگره حزب توده ایران را هر چه زودتر تشکیل دهد. در سال 1322 کنگره اول حزب توده برگزار شد و کشاورز به عضویت کمیته مرکزی، هیئت سیاسی و هیئت اجرائیه درآمد. همان سال به نمایندگی مردم بندر انزلی (بندر پهلوی آن زمان) در دوره چهاردهم مجلس شورای ملی برگزیده شد.
فریدون کشاورز در سال 1325 به مدت 75 روز وزیر فرهنگ کابینه احمد قوام بود و در سال 1327 پس از واقعه سوءقصد به محمدرضا شاه پهلوی و متهم شدن اعضای کمیته مرکزی حزب توده به دست داشتن در آن در تهران مخفی شد و در 1328 همراه با رضا رادمنش به دستور هیئت اجرائیه حزب توده به شوروی مهاجرت کرد و در مدارس عالی حزبی و آکادمی علوم اجتماعی مسکو تحصیلاتش را به پایان رساند. پس از مرگ استالین که تا آخر فریدون کشاورز به او وفادار بود و در پی اختلاف با عبدالصمد کامبخش، نورالدین کیانوری در سال 1337 از عضویت کمیته مرکزی حزب توده ایران استعفا کرد. نشریات وابسته به حزب توده او را عضو اخراجی خواندند، اما خودش نوشت که استعفا کرده و متن استعفانامهاش را نیز به چاپ رساند. کشاورز پس از خروج از شوروی با رهبران سیاسی چین و آلبانی دیدار و مذاکره کرد. در دهه 1960 به دنبال مخالفت چین با سیاستهای شوروی، امیدی تازه در دل کشاورز جوانه زد و او را به چین کشاند.فریدون کشاورز در 1338 به دعوت عبدالکریم قاسم رهبر عراق به این کشور مهاجرت کرد و به تدریس در دانشگاه عراق و طبابت اشتغال داشت و از رادیو بغداد علیه دولت ایران سخنرانی میکرد. سپس در 1341 به الجزایر رفت و به مدت پانزده سال به تدریس طب کودکان پرداخت. وی بعدها به سوئیس رفت و در آنجا اقامت گزید. او نخستین کسی است که اسرار حزب توده را فاش کرد. او تا آخر عمر راضی به انتقاد از استالین نشد.کشاورز در 1357 قصد بازگشت به ایران را داشت که به دلیل بیماری بستری شد و در لوزان تحت عمل آپاندیس قرار گرفت و چون بیماری و نقاهت مانع از حرکت او بود در سوئیس و در اروپای غربی تا 28 سال بعد به زندگی خود ادامه داد.
اردشیر کاظمی (زاده 18 شهریور 1299) مسنترین بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر ایرانی است.اردشیر کاظمی در 1299 در بندر انزلی متولد شد او در سال 1380، با بازی در سریال یادداشتهای کودکی به حرفه بازیگری پیوست.
اردشیر کاظمی (زاده 18 شهریور 1299) مسنترین بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر ایرانی است.اردشیر کاظمی در 1299 در بندر انزلی متولد شد او در سال 1380، با بازی در سریال یادداشتهای کودکی به حرفه بازیگری پیوست.
سیروس قایقران فرزند پرویز در سال 1340 در محلۀ کلویر بندر انزلی پا به عرصۀ هستی نهاد. سیروس از همان ابتدای کودکی به فوتبال در زمینهای خاکی کلویر روی آورد و با استعداد درخشانش به عضویت تیم فوتبال منتخب آموزشگاهها درآمد. وی در سن 16 سالگی در سال 1356 موفق شد به عنوان یکی از مهرهای اصلی در تیمهای نوجوانان و جوانان ملوان استعدادهای خود را به نمایش بگذارد و با مهارتهای منحصربهفردش ملوان را به رتبۀ قهرمانی باشگاههای گیلان رساند. وی در سالهای 1357 تا 1363 نقش مهمی در تیم ملوان و فوتبال گیلان داشت که از جملۀ کارهای مهم او در زمین فوتبال در آن دوران میتوان به دو گلی که وارد دروازۀ پرسپولیس کرد یا گل زیبایی که وارد دروازۀ تیم منتخب مازندران کرد اشاره نمود.سیروس در سال 1363 به تیم ملی دعوت شد و در سال 1366 تنها فوتبالیست شهرستانی بود که دهداری بازوبند کاپیتانی تیم ملی ایران را به بازوان او بست. در سال 1367 در مسابقات فوتبال جام آسیا در قطر، تیم ملی ایران با رهبری سیروس به مقام سومی دست یافت و در سال 1369 تیم ایران را با گلهای او پس از 20 سال به قهرمانی در بازیهای آسیایی رسید. سیروس سپس به تیم الاتحاد قطر (الغرافه قطر فعلی) پیوست و بعد از مدتی بازی در قطر، از نو به تیم اول خود، ملوان پیوست و با این تیم قهرمان جام حذفی ایران و راهی مسابقات قهرمانی باشگاههای آسیا شد.سیروس در سال 1372 به عنوان بازیکن و سپس مربی به تیم کشاورز تهران پیوست و نتایج قابل توجهی بدست آورد. وی سپس به تیم دسته دومی مسعود هرمزگان پیوست و مدتی در آنجا مشغول به مربیگری شد.در سالهای 1376 و 1377 سیروس بارها تمایل خود را برای بازگشت به ملوان به عنوان بازیکن یا مربی اعلام کرد. اما در اوایل سال 1377 که وی برای تعطیلات نوروز همراه خانوادهاش به انزلی آمده بود در بازگشت و در حالیکه همراه فرزند (راستین)، همسر (افسانه اسدان) و برادر همسرش(ایمان اسدان) در اتومبیل رنوی خود عازم تهران بود در حوالی امامزاده هاشم با کامیون حاوی الوار تصادف نمود که منجر به فوت وی و فرزندش گردید.
سیروس قایقران فرزند پرویز در سال 1340 در محلۀ کلویر بندر انزلی پا به عرصۀ هستی نهاد. سیروس از همان ابتدای کودکی به فوتبال در زمینهای خاکی کلویر روی آورد و با استعداد درخشانش به عضویت تیم فوتبال منتخب آموزشگاهها درآمد. وی در سن 16 سالگی در سال 1356 موفق شد به عنوان یکی از مهرهای اصلی در تیمهای نوجوانان و جوانان ملوان استعدادهای خود را به نمایش بگذارد و با مهارتهای منحصربهفردش ملوان را به رتبۀ قهرمانی باشگاههای گیلان رساند. وی در سالهای 1357 تا 1363 نقش مهمی در تیم ملوان و فوتبال گیلان داشت که از جملۀ کارهای مهم او در زمین فوتبال در آن دوران میتوان به دو گلی که وارد دروازۀ پرسپولیس کرد یا گل زیبایی که وارد دروازۀ تیم منتخب مازندران کرد اشاره نمود.سیروس در سال 1363 به تیم ملی دعوت شد و در سال 1366 تنها فوتبالیست شهرستانی بود که دهداری بازوبند کاپیتانی تیم ملی ایران را به بازوان او بست. در سال 1367 در مسابقات فوتبال جام آسیا در قطر، تیم ملی ایران با رهبری سیروس به مقام سومی دست یافت و در سال 1369 تیم ایران را با گلهای او پس از 20 سال به قهرمانی در بازیهای آسیایی رسید. سیروس سپس به تیم الاتحاد قطر (الغرافه قطر فعلی) پیوست و بعد از مدتی بازی در قطر، از نو به تیم اول خود، ملوان پیوست و با این تیم قهرمان جام حذفی ایران و راهی مسابقات قهرمانی باشگاههای آسیا شد.سیروس در سال 1372 به عنوان بازیکن و سپس مربی به تیم کشاورز تهران پیوست و نتایج قابل توجهی بدست آورد. وی سپس به تیم دسته دومی مسعود هرمزگان پیوست و مدتی در آنجا مشغول به مربیگری شد.در سالهای 1376 و 1377 سیروس بارها تمایل خود را برای بازگشت به ملوان به عنوان بازیکن یا مربی اعلام کرد. اما در اوایل سال 1377 که وی برای تعطیلات نوروز همراه خانوادهاش به انزلی آمده بود در بازگشت و در حالیکه همراه فرزند (راستین)، همسر (افسانه اسدان) و برادر همسرش(ایمان اسدان) در اتومبیل رنوی خود عازم تهران بود در حوالی امامزاده هاشم با کامیون حاوی الوار تصادف نمود که منجر به فوت وی و فرزندش گردید.
عزیز اسپندار (متولد 12 بهمن 1327) در بندر انزلی است. وی یکی از سه تفنگدار افسانه ای ملوان در دهه پنجاه است و از پیشکسوتان باشگاه ملوان بندر انزلی محسوب میگردد.
آقای گل ایران در سال 1353و1356، دومین گلزن برتر کل دوران جام تخت جمشید با 47 گل زده، یکی از سه تفنگدار افسانه ای ملوان و برندهٔ نخستین جام حذفی ایران، عضویت در تیم ملی ارتش ایران در پیش از انقلاب، نایب قهرمانی جهان در ایتالیا در سال 1374 به عنوان مربی با تیم ملی ارتش و کسب مقام هفتم لیگ برتر چهارم فوتبال ایران به عنوان مربی از دیگر افتخارات وی بهشمار میآید.
در سال 1342 هنگامی که 15 سال سن داشت فوتبال را به صورت جدی در سربازخانهٔ قدیم واقع در غازیان در بندر انزلی که هماکنون کوی نیروی دریایی خوانده میشود شروع کرد. سال 1344 اسپندار به تیم کلنی انزلی دعوت شد و همراه با تیم آموزشگاههای انزلی در سال 1346 سوم ایران شد. سپس در سال 1347 در ایران با تیم آموزشگاههای انزلی مقام نخست را کسب کرد.
اسپنداراز سال 60 مشغول مربیگری است و در طول دوران مربیگری و در تمامی آنها با رتبه ممتاز قبول شد و استعداد خود را همچون دوران بازیگری در مربیگری نیز نشان داد بطوریکه بینگهام ایرلندی (مدرس کلاس آو سرمربی اسبق ایرلند در جام جهانی 1982) در مصاحبه تلویزیونی به تعریف از وی پرداخت. اسپندار در حال حاضر دارای مدرک آ آسیا در زمینه مربیگری است و در سال 86 نیز به همراه نصرت ایراندوست مربیگری تیم شاهین پارس جنوبی را بر عهده داشت.
وهمچنین قهرمانی در جام حذفی در سال 1355 و زدن دو گل در فینال که گل دوم وی که گل آخر بازی نیز بود از دایره مرکز زمین به ثمر رسید و به گفته کارشناسان فوتبال کشور بهترین گل به ثمر رسیده در تاریخ جام حذفی کشور نیز است. در ضمن اسپندار با 62 گل زده در جام تخت جمشید و جام حذفی برترین گلزن تاریخ ملوان نیز است.
عزیز اسپندار (متولد 12 بهمن 1327) در بندر انزلی است. وی یکی از سه تفنگدار افسانه ای ملوان در دهه پنجاه است و از پیشکسوتان باشگاه ملوان بندر انزلی محسوب میگردد.
آقای گل ایران در سال 1353و1356، دومین گلزن برتر کل دوران جام تخت جمشید با 47 گل زده، یکی از سه تفنگدار افسانه ای ملوان و برندهٔ نخستین جام حذفی ایران، عضویت در تیم ملی ارتش ایران در پیش از انقلاب، نایب قهرمانی جهان در ایتالیا در سال 1374 به عنوان مربی با تیم ملی ارتش و کسب مقام هفتم لیگ برتر چهارم فوتبال ایران به عنوان مربی از دیگر افتخارات وی بهشمار میآید.
در سال 1342 هنگامی که 15 سال سن داشت فوتبال را به صورت جدی در سربازخانهٔ قدیم واقع در غازیان در بندر انزلی که هماکنون کوی نیروی دریایی خوانده میشود شروع کرد. سال 1344 اسپندار به تیم کلنی انزلی دعوت شد و همراه با تیم آموزشگاههای انزلی در سال 1346 سوم ایران شد. سپس در سال 1347 در ایران با تیم آموزشگاههای انزلی مقام نخست را کسب کرد.
اسپنداراز سال 60 مشغول مربیگری است و در طول دوران مربیگری و در تمامی آنها با رتبه ممتاز قبول شد و استعداد خود را همچون دوران بازیگری در مربیگری نیز نشان داد بطوریکه بینگهام ایرلندی (مدرس کلاس آو سرمربی اسبق ایرلند در جام جهانی 1982) در مصاحبه تلویزیونی به تعریف از وی پرداخت. اسپندار در حال حاضر دارای مدرک آ آسیا در زمینه مربیگری است و در سال 86 نیز به همراه نصرت ایراندوست مربیگری تیم شاهین پارس جنوبی را بر عهده داشت.
وهمچنین قهرمانی در جام حذفی در سال 1355 و زدن دو گل در فینال که گل دوم وی که گل آخر بازی نیز بود از دایره مرکز زمین به ثمر رسید و به گفته کارشناسان فوتبال کشور بهترین گل به ثمر رسیده در تاریخ جام حذفی کشور نیز است. در ضمن اسپندار با 62 گل زده در جام تخت جمشید و جام حذفی برترین گلزن تاریخ ملوان نیز است.
محمد احمدزاده در سال 1339 به دنیا آمد وی در سال 1354 و در سن 15 سالگی با تیم نوجوانان ملوان، فوتبال را آغاز کرد. احمدزاده در سال 1357 به عضویت تیم بزرگسالان ملوان درآمد و در لیگ هفتم برای این تیم بازی کرد. وی در شهریور 1357 و برای مسابقات قهرمانی آسیا و کان فرانسه به عضویت تیم ملی نوجوانان ایران درآمد و در سال 1359 به تیم ملی جوانان دعوت شد. احمدزاده در سال 1360 در تیم فوتبال تهران جوان بازی میکرد و در بین سالهای 61 تا 64 رشته ورزشی خود را به بسکتبال و تنیس روی میز تغییر داد و در اواخر سال 64 به فوتبال و ملوان انزلی بازگشت. وی در سالهای 1365 و 1369 به مربیگری بهمن صالح نیا با تیم ملوان قهرمان جام حذفی ایران شد و در همان سال قهرمان منطقه 4 آسیا در سریلانکا با همین تیم شد.ایشان در مقطعی از فوتبال حرفهای دور شد و به رانندگی روی کامیون پرداخت وی دلیل این تصمیم را شرایط سخت و جو بد فوتبال کشور عنوان کرده بود.
محمد احمدزاده در سال 1339 به دنیا آمد وی در سال 1354 و در سن 15 سالگی با تیم نوجوانان ملوان، فوتبال را آغاز کرد. احمدزاده در سال 1357 به عضویت تیم بزرگسالان ملوان درآمد و در لیگ هفتم برای این تیم بازی کرد. وی در شهریور 1357 و برای مسابقات قهرمانی آسیا و کان فرانسه به عضویت تیم ملی نوجوانان ایران درآمد و در سال 1359 به تیم ملی جوانان دعوت شد. احمدزاده در سال 1360 در تیم فوتبال تهران جوان بازی میکرد و در بین سالهای 61 تا 64 رشته ورزشی خود را به بسکتبال و تنیس روی میز تغییر داد و در اواخر سال 64 به فوتبال و ملوان انزلی بازگشت. وی در سالهای 1365 و 1369 به مربیگری بهمن صالح نیا با تیم ملوان قهرمان جام حذفی ایران شد و در همان سال قهرمان منطقه 4 آسیا در سریلانکا با همین تیم شد.ایشان در مقطعی از فوتبال حرفهای دور شد و به رانندگی روی کامیون پرداخت وی دلیل این تصمیم را شرایط سخت و جو بد فوتبال کشور عنوان کرده بود.
وی ابتدا نوازندگی را با ساز ماندولین در سن 12 سالگی آغاز کرد پس از 14 سالگی با ساز گیتار آشنا شد و گیتار کلاسیک را به مدت هفت سال با شیوههای آکادمیک به صورت خود آموز فراگرفت.
با اولین استاد فلامنکوی خود خوان آلبا در سن 21 سالگی آشنا شد و پنج توکه از توکههای معروف اسپانیایی را نزد او آموخت. به موازات گیتار فلامنکو به یادگیری گیتار کلاسیک نیز ادامه میداد. مدتی نزد آلیریو دیاز گیتاریست بنام ونزوئلایی که در اواخر دستیار سگوویا بودهاست درسهایی را به صورت خصوصی فرا گرفت. سپس از توصیههای تخصصی جولیان بایزنتین که از شاگردان ممتاز جولیان بریم میباشد برای مدت کوتاهی استفاده کرد. از سالهای 45 تا 48، 4 مدال طلای نوازندگی گیتار از مسابقات دانشگاهها و اموزشگاههای عالی کشور کسب کردهاست. ضمن آنکه جایزه ویژه داوران کنگره دانشجویی (دانشجویان خارجی) را در مادرید کسب کردهاست. در بین سالهای 1355 تا 1357 از محضر ژان دورینگ که از شاگردان نارسیسو یپس و شاگرد ممتاز کنسرواتوار پاریس بود استفاده کرد و بین سالهای 1343 تا 1354 بیش از ده کنسرت گیتار به صورت تکنوازی و همنوازی (دوئت) اجرا کرد.
با اتمام دوره دبیرستان وارد رشته معماری دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد و پس از اتمام دوره دانشگاهی به عنوان عضو هیئت علمی به استخدام دانشگاه تهران درآمد، پس از چند سال تدریس جهت ادامه تحصیل عازم فرانسه شد و مدرک دکترای خود را در رشته معماری و باستانشناسی از دانشگاه سوربون پاریس دریافت کرد و مجدداً در دانشگاه تهران به تدریس رشته معماری و در کنار آن، عکاسی و موسیقی پرداخت و بالاخره پس از طی مدارج علمی مقام استادی را کسب نمود.
سیمون آیوازیان یکی از برترین استادان مهندسی معماری در معتبرترین دانشکدههای معماری در ایران هستند و عضو هیئت علمی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران و دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه آزاد اسلامی قزوین و مدرس دانشگاه خاتم تهران میباشند.
وی ابتدا نوازندگی را با ساز ماندولین در سن 12 سالگی آغاز کرد پس از 14 سالگی با ساز گیتار آشنا شد و گیتار کلاسیک را به مدت هفت سال با شیوههای آکادمیک به صورت خود آموز فراگرفت.
با اولین استاد فلامنکوی خود خوان آلبا در سن 21 سالگی آشنا شد و پنج توکه از توکههای معروف اسپانیایی را نزد او آموخت. به موازات گیتار فلامنکو به یادگیری گیتار کلاسیک نیز ادامه میداد. مدتی نزد آلیریو دیاز گیتاریست بنام ونزوئلایی که در اواخر دستیار سگوویا بودهاست درسهایی را به صورت خصوصی فرا گرفت. سپس از توصیههای تخصصی جولیان بایزنتین که از شاگردان ممتاز جولیان بریم میباشد برای مدت کوتاهی استفاده کرد. از سالهای 45 تا 48، 4 مدال طلای نوازندگی گیتار از مسابقات دانشگاهها و اموزشگاههای عالی کشور کسب کردهاست. ضمن آنکه جایزه ویژه داوران کنگره دانشجویی (دانشجویان خارجی) را در مادرید کسب کردهاست. در بین سالهای 1355 تا 1357 از محضر ژان دورینگ که از شاگردان نارسیسو یپس و شاگرد ممتاز کنسرواتوار پاریس بود استفاده کرد و بین سالهای 1343 تا 1354 بیش از ده کنسرت گیتار به صورت تکنوازی و همنوازی (دوئت) اجرا کرد.
با اتمام دوره دبیرستان وارد رشته معماری دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد و پس از اتمام دوره دانشگاهی به عنوان عضو هیئت علمی به استخدام دانشگاه تهران درآمد، پس از چند سال تدریس جهت ادامه تحصیل عازم فرانسه شد و مدرک دکترای خود را در رشته معماری و باستانشناسی از دانشگاه سوربون پاریس دریافت کرد و مجدداً در دانشگاه تهران به تدریس رشته معماری و در کنار آن، عکاسی و موسیقی پرداخت و بالاخره پس از طی مدارج علمی مقام استادی را کسب نمود.
سیمون آیوازیان یکی از برترین استادان مهندسی معماری در معتبرترین دانشکدههای معماری در ایران هستند و عضو هیئت علمی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران و دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه آزاد اسلامی قزوین و مدرس دانشگاه خاتم تهران میباشند.
او در سال 1372 و از سن 14 سالگی وارد گروههای نمایشی بندرانزلی شد و چند سال بعد با بازی در نمایش درام به کارگردانی محمدعلی انتظاری جایزه بازیگری تئاتر دانشآموزی استان را کسب کرد. در سال 1380 در کنار رضا نظری کار در برنامه جنگ شبانه را آغاز کرد و به عنوان نویسنده و کارگردان، نمایشهای مختلفی از جله سفر پرماجرا، کنکور، ماهواره، کلاس درس، داماد تصادفی و منشی قلابی را اجرا کرد.آغاز کار حرفهای آهنگی در سال 1381 و با دعوت شبکه باران شکل گرفت؛ و او همکاری با تلویزیون را تجربه کرد و در طول سالیان برنامههای مختلفی برای این شبکه ساخت. در سال 1389 و با دعوت حمید خندان به برنامه شبهای کیش پیوست؛ و به صورت ماهانه در جزیره کیش به اجرای برنامه پرداخت. پس از معرفی استندآپ کمدی در برنامه خندوانه؛ وی در سال 1395 اجرای برنامه استندآپ در خندوانه را آغاز کرد و به شهرت رسید.
او در سال 1372 و از سن 14 سالگی وارد گروههای نمایشی بندرانزلی شد و چند سال بعد با بازی در نمایش درام به کارگردانی محمدعلی انتظاری جایزه بازیگری تئاتر دانشآموزی استان را کسب کرد. در سال 1380 در کنار رضا نظری کار در برنامه جنگ شبانه را آغاز کرد و به عنوان نویسنده و کارگردان، نمایشهای مختلفی از جله سفر پرماجرا، کنکور، ماهواره، کلاس درس، داماد تصادفی و منشی قلابی را اجرا کرد.آغاز کار حرفهای آهنگی در سال 1381 و با دعوت شبکه باران شکل گرفت؛ و او همکاری با تلویزیون را تجربه کرد و در طول سالیان برنامههای مختلفی برای این شبکه ساخت. در سال 1389 و با دعوت حمید خندان به برنامه شبهای کیش پیوست؛ و به صورت ماهانه در جزیره کیش به اجرای برنامه پرداخت. پس از معرفی استندآپ کمدی در برنامه خندوانه؛ وی در سال 1395 اجرای برنامه استندآپ در خندوانه را آغاز کرد و به شهرت رسید.
علیاصغر آموخته در سال 1284 در خانوادهای فرهنگی، در بندرانزلی به دنیا آمد. پدرش در وزارت معارف وقت به کار اشتغال داشت. او تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه هدایت و دوره متوسطه را در مدرسه علمیه تهران گذراند. از سال 1300 (سن 16 سالگی) وارد خدمات دولتی شد. مدت 6 سال در اداره فرهنگ گیلان مشغول به کار بود. از 1306 تا 1315 در بانک شاهنشاهی ایران در تهران کار میکرد. در این مدت کار حرفهای را کافی ندانست و همچنان به مطالعه و گسترش آموختههایش ادامه داد. وی ضمن آموزش زبان انگلیسی، فرانسه و روسی، به صورت مکاتبهای، دانشجوی انجمن بانکداری لندن شد و در زمینههای حسابداری تجاری، صنعتی، بانکی و اقتصاد ارز خارجی تحصیلات عالی خود را دنبال کرد. سه سال بعد برایش فرصتی فراهم آمد تا با کار کردن در بانک فلاحتی و صنعتی ایران، وزارت بازرگانی و شهرداری تهران، خود را برای ورود به اصلیترین محل کارش آمادهتر کند.
علیاصغر آموخته در اول فروردین ماه 1358 درگذشت.
علیاصغر آموخته در سال 1284 در خانوادهای فرهنگی، در بندرانزلی به دنیا آمد. پدرش در وزارت معارف وقت به کار اشتغال داشت. او تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه هدایت و دوره متوسطه را در مدرسه علمیه تهران گذراند. از سال 1300 (سن 16 سالگی) وارد خدمات دولتی شد. مدت 6 سال در اداره فرهنگ گیلان مشغول به کار بود. از 1306 تا 1315 در بانک شاهنشاهی ایران در تهران کار میکرد. در این مدت کار حرفهای را کافی ندانست و همچنان به مطالعه و گسترش آموختههایش ادامه داد. وی ضمن آموزش زبان انگلیسی، فرانسه و روسی، به صورت مکاتبهای، دانشجوی انجمن بانکداری لندن شد و در زمینههای حسابداری تجاری، صنعتی، بانکی و اقتصاد ارز خارجی تحصیلات عالی خود را دنبال کرد. سه سال بعد برایش فرصتی فراهم آمد تا با کار کردن در بانک فلاحتی و صنعتی ایران، وزارت بازرگانی و شهرداری تهران، خود را برای ورود به اصلیترین محل کارش آمادهتر کند.
علیاصغر آموخته در اول فروردین ماه 1358 درگذشت.
رضا آفتابی (زاده 16 آذر 1355 در بندر انزلی) دوبلور ایرانی است. او از نسل پنجم گویندگان فیلم در تاریخچه دوبلاژ ایران بوده و به گفته یکی از مدیران دوبلاژ، صدای او دارای قابلیت تمام عناصر نمایش و لحظههای آن است. آفتابی دانشآموخته رشته کارشناسی بازیگری تئاتر دانشگاه هنر تهران است. او از گویندگی ناصر طهماسب تأثیر گرفتهاست. او از مدیران دوبلاژ سیما است.
رضا آفتابی (زاده 16 آذر 1355 در بندر انزلی) دوبلور ایرانی است. او از نسل پنجم گویندگان فیلم در تاریخچه دوبلاژ ایران بوده و به گفته یکی از مدیران دوبلاژ، صدای او دارای قابلیت تمام عناصر نمایش و لحظههای آن است. آفتابی دانشآموخته رشته کارشناسی بازیگری تئاتر دانشگاه هنر تهران است. او از گویندگی ناصر طهماسب تأثیر گرفتهاست. او از مدیران دوبلاژ سیما است.
بهنام آژنگ , زاده بندرانزلی است و استاد دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه رایس در هیوستون و عضو ارشد مؤسسه مهندسان برق و الکترونیک است. وی دانشآموخته مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری رشته برق از دانشگاه ایلینوی در اربانا-شمپین است.
بهنام آژنگ , زاده بندرانزلی است و استاد دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه رایس در هیوستون و عضو ارشد مؤسسه مهندسان برق و الکترونیک است. وی دانشآموخته مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری رشته برق از دانشگاه ایلینوی در اربانا-شمپین است.
مجموع درخواستها: --- عدد